الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
82
الغدير ( فارسى )
صابى زنديق ، تعصب دارد . اما آنچه از رسالهء ابانه حكايت شده و اشعار دارد كه صاحب ، نص بر ولايت امير المؤمنين عليه السّلام را منكر بوده ، صرف حكايت است ، چون عبارت اين رساله به تنهايى مىتواند امامى بودن او را به ثبوت رساند . اينك متن كلام صاحب را آنگونه كه از ابانه نقل شده همراه آنچه در تذكره آمده ، ملاحظه بفرماييد . در ابانه گويد : عثمانيه [ طرفداران عثمان ] و طوايف ناصبيان ، تصور كردهاند كه سايرين از امير المؤمنين والاتر و مهترند و گواه آوردهاند كه ابو بكر و عمر بر او رياست كردند . شيعهء عدليه گويند : پيامبر خدا ، عمرو عاص را در غزوهء ذات السلاسل بر آن دو ، امير قرار داد . اگر آن گواهى درست باشد ، بايد كه عمرو عاص از آن دو خليفه برتر باشد . پس از آن طايفهء شيعه گفتند : على بعد از رسول افضل و برتر از همگان باشد و از اين رو بود كه رسول خدا - در آن هنگام كه بين ابو بكر و عمر عقد برادرى استوار كرد - على را برادر خود خواند ، البته ، رسول بهترين را براى خود انتخاب فرموده است . حتى به اين معنى تصريح فرموده و گفته است : انت منى بمنزله هارون من موسى ، و از اين نسبت كه تو به منزلهء هارون براى من هستى ، جز نبوت را استثنا نفرموده است . و نيز دربارهء على فرموده است : خدايا محبوبترين بندگانت را بفرست ، تا اين مرغ را با من تناول كند . و خدا على را فرستاد . و نيز رسول خدا فرموده : هركه مرا سرپرست خود مىداند ، على سرپرست او خواهد بود ، پروردگارا ياورش را ياور باش و دشمنش را دشمن . بعد از همهء اينها ، فضيلت و برترى و سبقت او در اسلام ثابت مىشود كه اسلام على از همه پيشتر بود و خدا هم فرموده است : پيشروان پيشروان ، آنها مقرب درگاهند . و هم در جهاد و پيكار در راه دين پيشتاز بود ، چه على شمشير در نيام نكرد ، و از پيشروى باز ننشست . اوست كه غبار حزن ، از چهرهء رسول مىزدود ، اوست كه مشكلات را از پيش پا برمىداشت و اوست كه آتشافروز پيكار بود .